مرتضى راوندى

371

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

ذكور را با ريسمان ، و اناث را با روبنده و كمربندهايشان به يكديگر بستند . سناتورها با علاماتشان و اسقفان با باربران كليسا همه در يك رديف به بند درآمدند . جوانان طبقهء عوام با دوشيزگانى كه صورت ايشان را حتى خورشيد و محترمترين نزديكان نديده بود ، همه بر يك منوال اسير شدند . در اين اسارت همگانى مرز بين طبقات اجتماعى از بين رفت . . . سربازى كه معناى شفقت نمىدانست ، نسبت به ناله‌هاى پدر ، سرشك مادر ، و ضجه‌هاى كودكان اعتنايى نداشت . . . در همان اثنا تمامى كليساها و ديرهاى نواحى و برزنهاى مختلف پايتخت دستخوش غارت و تاراج شد و اموال كليهء كاخها و خانه‌هاى مسكونى مردم به يغما رفت . بالغ بر 60 هزار نفر از اين‌گونه مردم به اردوى ناوگان عثمانى منتقل شدند . . . كليهء خسارات وارده را به چهار ميليون دوكا تخمين زده‌اند . . . سقف گنبد سن صوفيه . . . جميع زيورها و تزيينات قرون را از دست داد . زر و سيم ، مرواريدها و جواهرات ، گلدانها و زيورآلات متبركه به تاراج رفت و در غايت بيشرمى به مصارف عادى خلق رسيد . . . نمىتوان كتمان كرد كه تركان در هتك حرمت كليسا از فاتحان لاتين قسطنطنيه تقليد مىكردند . . . از بين رفتن كتابخانه‌هاى بيزانس در واقع ضايعهء بزرگى بود ؛ چه منقول است كه ضمن يورش به شهر و خرابيهاى وارده بالغ بر صد و بيست هزار نسخهء خطى از بين رفت . اين گونه كتب به قدرى بىارزش بود كه ده مجلد آن را به يك دوكا مىفروختند و با همين مبلغ ناچيز كه شايد براى قفسه‌اى از الاهيات هم زياد بود ، افراد مىتوانستند تمامى آثار ارسطو و هومر يعنى عاليترين تصانيف علمى و ادبى يونان باستان را بخرند . . . در بيستم جمادى الاول 857 هجرى سلطان محمد با كوكبهء فراوان وارد شهر شد ، جلو در بزرگ كليسا سلطان از مركب خود فرود آمد و دستور داد كليسا را به مسجد مبدل سازند . به اين ترتيب كليهء موزائيكها را ستردند و كليسا را به صورتى عريان و بىپيرايه در آوردند . روز جمعه مؤذن شروع به گفتن اذان كرد و سلطان محمد دوم در برابر همان محرابى كه مراسم عشاى ربانى در مقابل قياصره صورت گرفته بود ، به نماز مشغول شد ؛ سپس از سن صوفيه وى عازم آن كاخ منيع و متروكى شد كه صد تن از جانشينان كنستانتين بزرگ ، طى قرون متمادى در آنجا اقامت داشتند و فقط چند ساعتى از حشمت و شكوه پادشاهى تهى شده بود . » « 264 » به گفتهء تاريخ‌نويسى ، سلطان محمد فاتح پس از جلوس بر اريكهء امپراتوران روم ، گويى اين بيت را زير لب زمزمه مىكرد : پرده‌دارى مىكند بر قصر قيصر عنكبوت * بوم نوحت مىزند بر گنبد افراسياب گشودن قسطنطنيه ، بىاغراق ، رويدادى است كه از لحاظ اهميت بايد در رديف مهمترين وقايع تاريخى به شمار آورد . « كشف قارهء امريكاى شمالى به دست كريستف كلمب ( 1492 م . ) كه سى و نه سال بعد ، و سفر واسكو داگاما به دور دماغهء اميد نيك و پيدا كردن راهى از طرف اقيانوس اطلس به هندوستان ، كه 44 سال بعد ( 1497 م . ) و نخستين سفر دور دنياى فرناندو ماژلان كه 68 سال بعد ( 1521 م . ) صورت گرفت ، از نتيجه‌هاى آنى و كوتاه

--> ( 264 ) . همان ، ص 98 - 591 ( به اختصار ) .